مشارکت عادلانه اقوام در ساختار سیاسی و صلح پایدار در افغانستان

چکیده

صلح، امنیت، ثبات و آرامش از مفاهیمی هستند که در ادبیات سیاسی و روابط بین‌الملل از پیشینه دیری برخوردار می‌باشند. امروزه چه در عرصه بین‌المللی و چه در سطح دولت‌های ملی و جوامعی که درگیر معضلات بی‌ثبات کننده هستند، بحث از صلح و نیازمندی به آن، به‌طورجدی مطرح است و در مراکز علمی و آکادمیک بر سر این مفاهیم و امکان راه‌های برقراری صلح بحث و نظریه پردازی‌های بسیار صورت گرفته است. ازاین‌رو در قسمت نظریات صلح و امنیت می‌توان گفت دیدگاه‌های بسیار ارزشمند و منابع غنی و مبتنی بر نیاز ملت‌ها تولید شده است. در این مقاله پیرامون ارتباط مفاهیمی چون صلح پایدار، مشارکت عادلانه و ساختاری سیاسی (دولت ملی) مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به این‌که رابطه‌ی عدالت و صلح از جهاتی بسیار، قابل‌بررسی و بحث بوده و سپس ارتباط آن دو با نهاد دولت و ساختار سیاسی، نیازمند به تحلیل می‌باشد، ابتدا این روابط را در مبحث فرا نظری صلح در این مقاله، تجزیه‌وتحلیل نموده و سپس، پیوند این مفاهیم را با امکان برقراری صلح در افغانستان، جامعه و نظام سیاسی آن، سنجیده‌ایم.
 

کلیدواژه‌ها