مقایسه دیدگاه فوکو و رشیدرضا در باره معنا و کارکرد قدرت
چکیده
بحث " قدرت" از کهنترین منازعات فکری در حوزه نظریههای سیاسی است، که در طول تاریخ، برداشتهای مختلفی از آن شده است. علیرغم اینکه دانشمندان و صاحبنظران «قدرت سیاسی» را بهعنوان پایهترین مفهوم در میان مفاهیم سیاسی به رسمیت شناختهاند ولی به لحاظ مبانی و منابع، تئوریهای متفاوتی را ارائه نمودهاند. در این پژوهش سعی شده است که پدیده قدرت، ماهیت و مؤلفههای آن از منظر دو دانشمند برجسته (میشل فوکو و رشید رضا)، مورد واکاوی و مقایسه قرار گیرد. روشن است که قدرت از منظر میشل فوکو، اگر برگرفته از فضای غربی تجزیهوتحلیل شود با تلقی رشید رضا از «قدرت» که بیشتر متأثر از سنتگرایی اسلامی و بزرگان مکتب سلفی است، تعارض پیدا میکند. بررسی و مقایسه اندیشه دو اندیشمند برجسته در رابطه با قدرت، ماهیت و کارکرد آن، علاوه بر اینکه تفاوت دو دیدگاه را مشخص میکند، ما را در فهم این سؤال که آیا نظریه رشید رضا با آنچه در منابع اسلامی در باب قدرت وجود دارد همخوانی دارد یا خیر، کمک میکند.