تمدن به عنوان یک پدیده انسانی که در طول تاریخ، در راستای رفع نیازمندی و یا بهبود زندگی بشر، شکل گرفته است. همواره متأثر از نوع اندیشه و تفکر بشر، در مورد جهان و انسان بوده است. تمدن مدرن غرب نیز متأثر از نوعی نگرشی است که در عصر رنسانس و پس از آن در دنیای غرب نسبت به خدا و جهان، انسان و جایگاهش در اندیشه غربیان پدید آمد. و توانست خودش را به عنوان یک تمدن برتر در جهان، قالب نماید.
این نوشتار تلاشی است در راستای نقد و بررسی تمدن لیبرال دموکراسی، از منظر مقام معظم رهبری، که به عنوان یک اندیشمند و سیاست مدار، با شناخت و آگاهی درست، نسبت به مبانی و ریشههای پیدایش تمدن غرب، به نقد و بررسی آن پرداخته است. ضرورت بحث از اینجا ناشی میشود که تمدن متجدد با تکیه بر تکنولوژی برتر، و قدرت تبلیغاتی گستردهی خود، توانسته است ارزشهای خودش را در بسیاری از ملل، به صورت ارزشهای انسانی و جهانشمول، جلوهگر سازد.
تحقیق حاضر با این مفروض که تمدن متجدد، با تکیه بر اندیشه تک بعدی و شناخت ناقص از انسان، شکل گرفته است، نه تنها نمیتواند به عنوان تمدن پاسخگو مطرح باشد، بلکه با رشد یک بعدی خودش، پیامدهای منفی جبران ناپذیری را برای جامعه بشری در پی داشته است، از همین جهت بحرانهای ناشی از تمدن مدرن، از منظر رهبری مورد ارزیابی قرار میگیرد، و در نهایت به انحطاط آن اشاره شده است.